خرید بک لینک

بسمه تعالی

گروههای آموزشی شهرستان قدس / مریم ولی زاده

آذر 1395

عنوان مقاله : "آیا در قیامت با نفخ صور اول همه موجودات و مخلوقات میمیرند؟ حتی امامان و پیامبران؟"

طبق آیات قران در قیامت اهل اسمانه و زمین میمیرند.. آیا این موضوع شامل حال پیامبران و امامان نیز میشود؟

برای پاسخ به این سوال باید به صفاتی که موجب استثناء شده است توجه کنیم :

الف- در دو آیه‏ى (67 سوره‏ى زمر و 87 سوره‏ى نمل) مربوط به"نفخه‏ى اول" (میراندان)، بعداز بیان این که هر کس در آسمان‏ها و زمین است، در اثر دمیده شدن در صور، دچار "فزع" و "صعق" مى‏شوند، با عبارت (اِلاّ من شاء الله) مگر کسانى که خدا خواستعده‏ایى را از این نفخه استثنا کرده که آیات 90 - 89 سوره‏ى نمل آن را تفسیر نموده و مى‏فرمایند: آنان کسانى هستند که داراى "حسنه" مى‏باشند.

ب- همچنین از آیاتى که بیان‏گر "نفخه‏ى حیات"اند (دومین نفخه صور) ، نظیر آیات 68 سوره‏ى زمر و 53 سوره‏ى یس، فهمیده مى‏شود همان کسانى که در نفخه‏ى اماته (اولین نفخه صور) درگذشتند، هم آنان در نفخه‏ى دوم زنده و نزد خدا حاضر خواهند گشت، ولى با این وجود، خداوند در آیه‏ى 127 و 128 سوره‏ى صافات "بندگان مخلَص" خویش را از این احضار شوندگان استثنا مى‏نماید.

از این روى کسانى که داراى "حسنه" و جزو "بندگان مخلَص" خداوند مى‏باشند، از حوادث دو نفخه در امان اند. با روشن شدن معناى این دو واژه (حسنه و مخلَصین) به وضوح مى‏توانیم چنین افرادى رابشناسیم. از این رو آیات و روایات را مورد بررسى قرار مى‏دهیم تا معناى این دو واژه تفسیر گردد:

1) مراد از "حسنه"، "حسنه‏ى مطلق" است؛ یعنى حسنه‏اى که با هیچ گونه سیئه‏اى مشوب و آمیخته نگردد. و کسانى که داراى حسنه‏ى مطلق‏اند، افراد خاصى از اهل ایمان هستند و ذات آنان از هر پلیدى پاک و پاکیزه و از هر نوع "نفاق" و "کفر" و "شرک" پیراسته است. هیچ گاه دل به غیر خدا نداده و همه‏ى امور خویش را به او سپرده و به مقام تسلیم محض و توکل رسیده، از آنها نیز عبور کرده، بدون هیچ شائبه‏ى استکبار و اظهار هستى و فرعونیت، فانى در ذات حق هستند.

این ویژگى‏ها بیان‏گر مقام "ولایت" است. از این رو در روایات از "حسنه" در این آیه به ولایت امیرمؤمنان (ع) 1 و معرفت ولایت و حب اهل بیت (‏ع) و از "سیئه" به انکار ولایت و بغض نسبت به اهل بیت (‏ع) تعبیر شده است. 2

2) مراد از "مخلَصین" نیز کسانى‏اند که بنابر آیه‏ى "فبعزّتک لأغوینّهم أجمعین إلاّ عبادک منهم المخلصین"3 ، ممتاز از همه ی انسان‏ها، از اغواى شیطان رهیده‏اند و چون اغواى شیطان - بنابر مضمون آیه‏ى 22 سوره‏ى ابراهیم - با وعده‏هاى دروغ و پذیرش آن کارگر مى‏افتد و از طرفى پذیرش آن ناشى از "شرک" گمراهان است، مخلَصین بندگانى‏اند که از هر گونه شرکى پاک و پیراسته و فقط براى خداوند خالص گشته‏اند.

با توجه و دقت در مفهوم این دو واژه، مى‏توان گفت هر دو، بیانگر یک حقیقت و داراى معناى واحدند. از این رو، مى‏توان افرادى را که از حوادث دو نفخه‏ى اماته و احیا استثنا شده‏اند، این گونه وصف کرد: آنان انسان‏هایى هستند که به گونه‏اى که براى غیر خدا، وجودى نمى‏بینند و نام و نشانى جز او نمى‏یابند و اختیارى براى نفع و ضرر و مرگ و حیات خویش قایل نبوده و حقیقت و سرّشان غرق و مستهلک و فانى و ذوب در خداوند گشته و همه‏ى امور خود را به خدا سپرده و از آنها چیزى صادر نمى‏شود، جز آنچه رضاى خدا در آن است (نوافل) و تنها رضاى خدا را مى‏جویند.

از این رو خداوند چشم و گوش و دست و زبان و قلب آنان گشته4 و به دور از هیچ غلوى، آنان آینه‏ى تمام نماى خداوند شده و تنها رُخ او را مى‏نمایانند. و در حقیقت آنان همان "وجه اللَّه"اند. "وجه"؛ یعنى چهره‏ى باطنى و حقیقت هر چیز که "شناخت کامل" شى‏ء فقط به واسطه ی آن ممکن است. و وجه اللَّه بودن این بندگان به معناى آن است که آنان کامل ترین آیت خداوند و آینه‏اى تمام نماى او مى‏باشند که خداوند مى‏فرماید: "کل شى‏ءٍ هالک إلاّ وجه"؛ یعنى همه چیز جز وجه او فانى است. 5

از این رو در حالى که همه ی اشیا و خلایق (آسمان‏ها و زمین و نیز زمینیان و برزخیان و اهل آسمان‏ها؛ یعنى ملایکه و... حتى ملایکه‏ى مقرب) در اثر نفخه‏ى نخست فانى مى‏گردند، آنان باقى‏اند و زوال و نابودى از حقیقت آنان دور است.

از آن رو که هستیشان ذوب و فانى در خداوند است و وجودى براى آنان، سواى و جود خداوند و وجه او، باقى نمانده است، نه توقفى در برزخ دارند و نه در قیامت، حشرى براى حساب و کتاب و سؤال و جواب دارند؛ زیرا قبل از آن در دنیا در اثر مجاهدت و مراقبت و ریاضت در راه رضاى خداوند، هم از تعلقّات مادى و صورت‏هاى مثالى و قالب‏هاى برزخى رهیده‏اند و هم به حساب و کتاب خود رسیده‏اند و یکسره به بهشت ذات و لقاى پروردگار بار یافته‏اند.جایگاه امنى که ره یافتگان به آن در امن و آرامش و اطمینان به سر مى‏برند. 6

از این رو از گزند همه‏ى حوادث فراگیر و عظیم نفخه‏ى اماته و احیا نیز در امانند؛ زیرا آنچه ثمره‏ى این رخداد بزرگ خواهد بود، همانا "رساندن و بهره‏مند کردن" همه‏ى موجودات، به فراخور استعداد و سعه‏ى وجودى هر یک از آنها، به "حیات عنداللّهى" است. در حالى که این بندگان به چنین حیاتى کامل‏تر و بالاتر از آنچه به سبب نفخ صور بهره‏ى دیگران خواهد گشت، در دنیا بار یافته بودند.

با دقت در آنچه گذشت فهمیده مى‏شود که آنان در حقیقت مصداق کامل "موتو قبل أن تموتوا" مى‏باشند و به واسطه‏ى "وجود وجه اللهى‏یشان" حشر و حضور آنان در قیامت نیز متفاوت با دیگر موجودات است. به گونه‏اى که بر همه‏ى موجودات حاضر در آن، محیط خواهند بود.

مصداق کامل و حقیقى این بندگان - با توجه به این که در روایات، "حسنه" 7 ، "وجه اللَّه" 8 و "اسماى حسنا" 9 و "آیت کبرا" 10

و نظایر این‏ها بر پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت او (ع) منطبق شده است - چهارده معصوم (‏ع) مى‏باشند. ولى انبیا و اولیاى الاهى و انسان‏هایى که عارف و دوستدار و پیراسته‏ى از دشمنى و بغض نسبت به مقام آنانند نیز به حسب درجاتى که دارند و در حد ظرفیت وجودى و به فراخور تلاش خود در سیر به سوى ولایت آنان، در مراتب و درجات پایین‏تر، مصداق "این بندگان" هستند و خواهند بود.

در پایان، این نکته را یادآور مى‏شویم که این رُخداد گسترده، با توجه به عظمت و اهمیتش، تفصیلى افزون از این نوشته را خواهان است. از این رو پیشنهاد مى‏شود کتاب‏هایى که درباره‏ى آن به رشته‏ى تحریر در آمد مورد مطالعه قرار گیرد، تا به لطف و رحمت بیکران خداوند، حقایق و اسرار بیشترى از این پدیده‏ى بزرگ هویدا گردد.

----------------------------------------------------------------------------------------

منابع جهت مطالعه‏ى بیشتر:

1-. طهرانى، محمد حسین، معاد، ج 4.

2-. جوادى آملى، عبدالله، معاد در قرآن (تفسیر موضوعى قرآن)، ج 4، ص 297 - 281.

3- طباطبائی، سید محمد حسین، حیات پس از مرگ، ترجمه، سید مهدى نبوى و صادق لاریجانى، ص 62 - 48.

منابع مقاله:

1- تفسیر قمى؛ بحار، ج7، ص 117 و 175؛ ج24، ص 45.

2- حاکم حسکانى، شواهد التنزیل، ج1، ص 426؛ کافى، ج1، ص 185، ح 14.

3- ص، 82 و 83.

4- کافى، ج 2، ص 352، (حدیث قرب نوافل).

5- ر.ک نمایه: فناى اشیاى روى زمین (تفسیر آیه‏ى 26 سوره‏ى الرحمن)، س162.

6- فجر، 30 - 27.

7-بحارالانوار، ج 7، ص 117 و 175و ج 24، ص 45.

8-همان، ج 4، ص 7 - 5؛ ج 24، ص 116 - 114.

9- همان، ج 25، ص 4، ح 7.

10- همان، ج 23، ص 206.

برچسب: نویسنده: بهنام صالح‌پور تاريخ: شنبه 17 مرداد 1405 ساعت: 19:25

صفحه بندی